آخ که چقدر محبت این آبجی نازنینم دلگرمم می کنه.
نو بهار است در ان کوش که خوشدل باشی
که دمی گل بدمد باز و تو در گل باشی
آخ که چقدر محبت این آبجی نازنینم دلگرمم می کنه.
نو بهار است در ان کوش که خوشدل باشی
که دمی گل بدمد باز و تو در گل باشی
و تنها رویداد در حال وقوع در این سکون، چاقی روز افزون من است!
-------------------------------------------------------------------------------------
به زودی قصد دارم یه سر بیام اصفهان، اگر وقت داشتی دوست دارم ببینمت نگ.
یه وقتایی ذهنت خیلی جرقه های خوبی می زنه... این جور وقتا مکالمه هیجان انگیزی داریم... مساله رو میگم و توی تحلیلش با هم کلی ایده می گیرم. این جور وقتا حس می کنم بیشتر دوست دارم! بعد همین مکالمه به این نتیجه رسوندیم که دید کلا باید عوض بشه. در یک سیستم چندعامله نمیشه به کاهش حجم محاسباتی امیدوار بود اما میشه نشون داد که مشارکت و ارتباط بین عاملها می تونه سیستم رو از یه سری بن بستها نجات بده.
این تغییر دید خیلی موثره! حالا برم ببینم تو دید جدید چه میشه کرد!
حالا باید برم سراغ حل مساله به شیوه چند عامله و ببینم که اونجا میشه کاری کرد یا نه. من به این نتیجه رسیدم که بزرگترین عیبم نداشتن مداومت در کار هست.
-------------------
فکر می کردم که مصاحبه پژوهشکده علوم شناختی دعوت میشم، ولی خوب همیشه اونجوری که آدم فک می کنه نمیشه! در کمال ناباوری دعوت نشدم :(
کردیم تا کسی را بر ما گذر نباشد
ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد
در هیچ سر خیالی زین خوبتر نباشد
آلبوم بر سماع تنبور - تصنیف در کوی عشق - علیرضا قربانی
به نظرم خیلی خوب می خونه، در طول این تصنیف واقعا از زمین کنده میشی.
دوباره باید از نو شروع کنم. دارم به این فکر می کنم که دوست دارم تو چه زمینه ای شروع به کار کنم. فکر می کنم باید برگردم پیش یکی از همون آدمهای چند ماه پیش و سرم رو بندازم پایین و آروم بگم: هنوزم می خواین با هم کار کنیم؟
اولش سخته ولی باز باید از یه نقطه ای شروع کرد. نمیشه همین طور دست روی دست گذاشت که فرصتها بگذرند.
من حرکت می کنم، امیدوارم که تو برکتش رو پیش پیش بفرستی.
شکر
فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را
ای کاش خود خدا بیاید و دست بیندازد روی شانه ات و دلداری ات بدهد. فقط خودش. باز هم شکر
سرنوشت رو شاید نشه عوض کرد...
به هر حال بابت خواب روشنگرت ممنونم نوه دوست داشتنی خودم:)
اولین کسانی که در این دنیا عمق دکتر بودن منو فهمیدن ( چه موجودات فهمیده ای!!!) این چینیهای نازنین هستند!
هی هر روز برام ایمیل میاد با عنوان دکتر عزیز!
اینها احتمالا هنوز نمی دونن که تو ایران تو مقاله ها، اول اسم دانشجو هست بعد اسم استادش! به هر حال ما این دکتری چینی را به فال نیک می گیریم و خوشحال و خندان، قدحی باده به دست می رویم سر جلسه کنکور جمعه می نشینیم و استعداد دکترین خود را بروز می دهیم!!!
به امید خدا...